سایر · فریدون مشیری
شادی خویش
1
من، که شب صدای بال ماهتاب را،
2
بانگ پر گشودن شهاب را،
3
4
من که شب، صدای پای خواب را؛
5
روشن و روان،
6
به گوش جان
7
شنیده ام؛
8
روزها و روزها
9
با همه گرسنگی و تشنگی
10
نشنوم چرا
11
این همه شکایت، این همه ملال
12
این همه فغان برای نان و آب را؟
13
14
شادی تو،
15
ای سرشت و سرنوشت!
16
ای روان ره شناس!
17
شادی تو،
18
با سپاس!