سایر · فریدون مشیری
دو برگ سبز
1
هنوز شعله کشد آتش نهانی من
هنوز خسته، نفس می زند جوانی من
2
هنوز از چمن کودکی به جا مانده ست
دو برگ سبز درین چهرهء خزانی من
3
گذشت شوکت رنگین آن همیشه بهار
به زرد و سرخ زند باغ زندگانی من
4
ورق ورق همهء روزها پراکنده ست
ز تند باد بپرسی مگرنشانی من
5
بجز غم تو، که بر عهخد خویش پای فشرد
دگر کسی ننشید به همزبانی من