سایر · فریدون مشیری
در چشم ستاره
1
در پهنه دشت رهنوردی پیداست
وندر پی آن قافله، گردی پیداست
2
فریاد زدم «دوباره دیداری هست؟»
در چشم ستاره اشک سردی پیداست.
سایر · فریدون مشیری
در پهنه دشت رهنوردی پیداست
وندر پی آن قافله، گردی پیداست
فریاد زدم «دوباره دیداری هست؟»
در چشم ستاره اشک سردی پیداست.