کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

خورشید، با دو سرخی

1

سرآمد مگر روز را سروری،

که شد چهره دهر نیلوفری؟

2

حریقی است در بیشه زاران آب

مگر گشت پرپر گل آفتاب؟

3

همه روی دریا گل ارغوان

به هر موج تا بی کران ها روان

4

چه بوده ست خورشید را سرنوشت

که دریا غمش را به خون می نوشت

5

جمال جهان را تماشا خوش است

تماشای خورشید و دریا خوش است

6

دو سرخی برون زاید از آفتاب

که دریا از آن می شود سرخ ناب

7

شگفتا دو سرخی، حیات و عدم

یکی سرخ شادی یکی سرخ غم!

8

یکی صبح، وقت فراز آمدن

گل افشانی جشن باز آمدن

9

یکی عصر از اوج شوکت نگون

همه سرخی اش سرخی اشک و خون

10

درین جا که من دارم اکنون مقام

تماشا کنم هر دو را صبح و شام

11

در آیینه صبح چون بنگرم

همه سرخ شادی بود یاورم

12

به سرخ غروبم چو افتد نگاه

مرا هست در کام اندوه، راه!

متن شعر کپی شد.