سایر · فریدون مشیری
ای اهورا
1
من که امروز، در باغ گیتی؛ چون درختی همه برگ و بارم
رنج های گران پدر را، با کدامین زبان پاس دارم؟!
2
سر به پای پدر می گذارم
جان به راه پدر می سپارم
3
یاد جان سوختن های مادر، لحظه ای از وجودم جدا نیست
پیش پایش چه ریزم؟ که جان را، قدر یک موی مادر بها نیست
4
او خدا نیست، اما وفایش
کمتر از لطف و مهر خدا نیست...