کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

عدالت

1

گفت روزی به من خدای بزرگ

نشدی از جهان من خشنود!

2

این همه لطف و نعمتی که مراست

چهره ات را به خنده ای نگشود!

3

این هوا، این شکوفه، این خورشید

عشق، این گوهر جهان وجود

4

این بشر، این ستاره، این آهو

این شب و ماه و آسمان کبود!

5

این همه دیدی و نیاوردی

همچو شیطان، سری به سجده فرود!

6

در همه عمر جز ملامت من

گوش من از تو صحبتی نشنود!

7

وین زمان هم در آستانه مرگ

بی شکایت نمی کنی بدرود!

8

گفتم: آری درست فرمودی

که درست است هرچه حق فرمود

9

خوش سرایی ست این جهان، لیکن

جان آزادگان در آن فرسود

10

جای این ها که بر شمردی، کاش

در جهان ذره ای عدالت بود. 

متن شعر کپی شد.