غزل · مولوی
غزل شماره ۲۵۹۰ - ای پرده در پرده بنگر که چه ها کردی...
1
ای پرده در پرده بنگر که چه ها کردی
دل بردی و جان بردی این جا چه رها کردی
2
ای برده هوس ها را بشکسته قفس ها را
مرغ دل ما خستی پس قصد هوا کردی
3
گر قصد هوا کردی ور عزم جفا کردی
کو زهره که تا گویم ای دوست چرا کردی
4
آن شمع که می سوزد گویم ز چه می گرید
زیرا که ز شیرینش در قهر جدا کردی
5
آن چنگ که می زارد گویم ز چه می زارد
کز هجر تو پشت او چون بنده دوتا کردی
6
این جمله جفا کردی اما چو نمودی رو
زهرم چو شکر کردی وز درد دوا کردی
7
هر برگ ز بی برگی کف ها به دعا برداشت
از بس که کرم کردی حاجات روا کردی