کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۹۷ - گر روی بگردانی تو پشت قوی داری...

1

گر روی بگردانی تو پشت قوی داری

کان روی چو خورشیدت صد گون کندت یاری

2

من بی رخ چون ماهت گر روی به ماه آرم

مه بی تو ز من گیرد صد دوری و بیزاری

3

جان بی تو یتیم آمد مه بی تو دو نیم آمد

گلزار جفا گردد چون تخم جفا کاری

4

چون سرکشی آغازی یا اسب جفا تازی

دست کی رسد در تو گر پای نیفشاری

5

مهمان توام ای جان ای شادی هر مهمان

شاید که ز بخشایش این دم سر من خاری

6

رو ای دل بیچاره با تیغ و کفن پیشش

کی پیش رود با او بدفعلی و طراری

7

ای جان نه ز باغ تو رسته ست درخت من

پرورده و خو کرده با عشرت و خماری

8

اجزای وجود من مستان تواند ای جان

مستان مرا مفکن در نوحه و در زاری

9

آن ساغر پنهانی خواهم که بگردانی

مستانه به پیش آیی بی نخوت و جباری

10

ای ساغر پنهانی تو جامی و یا جانی

یا چشمه حیوانی یا صحت بیماری

11

یا آب حیاتی تو یا خط نجاتی تو

یا کان نباتی تو یا ابر شکرباری

12

آن ساغر و آن کوزه کو نشکندم روزه

اما نهلد در سر نی عقل نی هشیاری

13

هم عقلی و هم جانی هم اینی و هم آنی

هم آبی و هم نانی هم یاری و هم غاری

14

خاموش شدم حاصل تا برنپرد این دل

نی زان که سخن کم شد از غایت بسیاری

متن شعر کپی شد.