غزل · سایه
نی شکسته
1
با این دل ماتم زده آواز چه سازم
بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم
2
در کنج قفس می کشدم حسرت پرواز
با بال و پر سوخته پرواز چه سازم
3
گفتم که دل از مهر تو برگیرم و هیهات
با این همه افسونگری و ناز چه سازم
4
خونابه شد آن دل که نهانگاه غمت بود
از پرده در افتد اگر این راز چه سازم
5
گیرم که نهان برکشم این آه جگر سوز
با اشک تو ای دیده ی غماز چه سازم
6
تار دل من چشمه ی الحان خدایی ست
از دست تو ای زخمه ی ناساز چه سازم
7
ساز غزل سایه به دامان تو خوش بود
دو از تو من دل شده آواز چه سازم