غزل · سایه
دام بلا
1
زین پیش از پس و پیش زلف دو تا مگستر
در پیش پای دل ها دام بلا مگستر
2
تا کی کنی پریشان دل های مبتلا را
آن خرمن بلا را پیش صبا مگستر
3
بر پای مرغ مالوف کس رشته می نبندد
دام فسون خدا را بر آشنا مگستر
4
من خود به خواهش خویش سر در پی ات نهادم
دستان مساز و دامم در پیش پا مگستر
5
چون شب سیاه کردی بر سایه روز روشن
بر آن مه دو هفته زلف دو تا مگستر