کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

قصه ی درد

1

رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردم

آشنای و دلم بود و به دست تو سپردم

2

اشک دامان مرا گیرد و در پای من افتد

که دل خون شده را هم ز چه همراه نبردم

3

شومم از آینه ی روی تو می آید اگر نه

آتش آه به دل هست نگویی که فسردم

4

تو چو پروانه ام آتش بزن ای شمع و بسوزان

من بی دل نتوانم که به گرد تو نگردم

5

می برندت دگران دست به دست ای گل رعنا

حیف من بلبل خوش خوان که همه خار تو خوردم

6

تو غزالم نشدی رام که شعر خوشت آرم

غزلم قصه ی در دست که پرورده ی دردم

7

خون من ریخت به افسونگری و قاتل جان شد

سایه آن را که طبیب دل بیمار شمردم

متن شعر کپی شد.