کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

اشک ندامت

1

ای فرستاده سلامم به سلامت باشی

غمم آن نیست که قادر به غرامت باشی

2

گل که دل زنده کند بوی وفایی دارد

تو مگر صاحب اعجاز و کرامت باشی

3

خانه ی دل نه چنان ریخته از هم که در او

سر فرود آری و مایل به اقامت باشی

4

دگرم وعده ی دیدار وفایی نکند

مگر ای وعده، به دیدار قیامت باشی

5

شبنم آویخت به گلبرگ که ای دامن چاک

سزدت گر همه با اشک ندامت باشی

6

می کنم بخت بد خویش شریک گنهت

تا نه تنها تو سزاوار ملامت باشی

7

ای که هرگز نکند سایه فراموش تو را

یاد کردی به سلامم به سلامت باشی

متن شعر کپی شد.