کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شرم و شوق

1

دل می ستاند از من و جان می دهد به من

آرام جان و کام جهان می دهد به من

2

دیدار تو طلیعه ی صبح سعادت است

تا کی ز مهر طالع آن می دهد به من

3

دلداده ی غریبم و گمنام این دیار

زان یار دلنشین که نشان می دهد به من

4

جانا مراد بخت و جوانی وصال توست

کو جاودانه بخت جوان می دهد به من

5

می آمدم که حال دل زار گویمت

اما مگر سرشک امان می دهد به من

6

چشمت به شرم و ناز ببندد لب نیاز

شوقت اگر هزار زبان می دهد به من

7

آری سخن به شیوه ی چشم تو خوش ترست

مستی ببین که سحر بیان می دهد به من

8

افسرده بود سایه دلم بی هوای عشق

این بوی زلف کیست که جان می دهد به من

متن شعر کپی شد.