کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

آینه ی شکسته

1

بیایید، بیایید که جان دل ما رفت

بگریید، بگریید که آن خنده گشا رفت

2

برین خاک بیفتید که آن آلاله فرو ریخت

برین باغ بگریید که آن سرو فرا رفت

3

درین غم بنشینید که غم خوار سفر کرد

درین درد بمانید که امید دوا رفت

4

دگر شمع میارید که این جمع پراکند

دگر عود مسوزید کزین بزم صفا رفت

5

لب جام مبوسید که آن ساقی ما خفت

رگ چنگ ببرید که آن نغمه سرا رفت

6

رخ حسن مجویید که آن آینه بشکست

گل عشق مبویید که آن بوی وفا رفت

7

نوای نی او بود که سوط غزلم داد

غزل باز مخوانید که نی سوخت، نوا رفت

8

ازین چشمه منوشید که پر خون جگر گشت

بدین تشنه بگویید که آن آب بقا رفت

9

سر راه نشستیم و نشستیم و شب افتاد

بپرسید، بپرسید که آن ماه کجا رفت

10

زهی سایه ی اقبال کزو بر سر ما بود

سر و سایه مخواهید که آن فر هما رفت

متن شعر کپی شد.