کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

دلی در آتش

1

چه غم دارد ز خاموشی درون شعله پروردم

که صد خورشید آتش برده از خاکستر سردم

2

به بادم دادی و شادی، بیا ای شب تماشا کن

که دشت آسمان دریای آتش گشته از گردم

3

شرار انگیز و توفانی، هوایی در من افتاده ست

که همچون حلقه ی آتش درین گرداب می گردم

4

به شوق لعل جان بخشی که درمان جهان با اوست

چه توفان می کند این موج خون در جان پر دردم

5

وفاداری طریق عشق مردان است و جانبازان

چه نامردم اگر زین راه خون آلود برگردم

6

در آن شب های توفانی که عالم زیر و رو می شد

نهانی شبچراغ عشق را در سینه پروردم

7

بر آری ای بذر پنهانی سر از خواب زمستانی

که از هر ذره دل آفتابی بر تو گستردم

8

ز خوبی آب پاکی ریختم بر دست بد خواهان

دلی در آتش افکندم، سیاووشی بر آوردم

9

چراغ دیده روشن کن که من چون سایه شب تا روز

ز خاکستر نشین سینه آتش وام می کردم

متن شعر کپی شد.