کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

مژده ی آزادی

1

باغبان مژده ی گل می شنوم از چمنت

قاصدک کو که سلامی برساند ز منت؟

2

وقت آن است که با نغمه ی مرغان سحر

پر و بالی بگشایی به هوای وطنت

3

خون دل خوردن و دلتنگ نشستن تا چند؟

دیگر ای غنچه برون آر سر از پیرهنت

4

آبت از چشمه ی دل داده ام، ای باغ امید

که به صد عشوه بخندند گل و یاسمنت

5

بوی پیراهن یوسف ز صبا می شنوم

مژده ای دل که گلستان شده بیت الحزنت

6

بر لبت مژده ی آزادی ما می گذرد

جان صد مرغ گرفتار فدای دهنت

7

دوستان بر سر پیمان درست اند، بیا

که نگون باد سر دشمن پیمان شکنت

8

خود به زخم تبر خلق در آمد از پای

آن که می خواست کزین خاک کند ریشه کنت

9

بشنو از سبزه که در گوش گل تازه چه گفت

با بهار آمدی، ای به ز بهار آمدنت

10

بنشین در غزل سایه که چون آیت عشق

از سر صدق بخوانند به هر انجمنت

متن شعر کپی شد.