کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

یاد آر

1

ما قصه ی دل جز به بر یار نبردیم

و ز یار شکایت سوی اغیار نبردیم

2

معلوم نشد صدق دل و سر محبت

تا این سر سودازده بر دار نبردیم

3

ما را چه غم سود و زیان است که هرگز

سودای تو را برسر بازار نبردیم

4

با حسن فروشان بهل این گرمی بازار

ما یوسف خود را به خریدارنبردیم

5

ای دوست که آنصبح دل افروز خوشت باد

یاد آر که ما جان ز شب تار نبردیم

6

سرسبزی آن خرمن گل باد اگر چند

از باغ تو جز سرزنش خار نبردیم

7

بی رنگی ام از چشم تو انداخت اگر نه

کی خون دلی بود که در کار نبردیم

8

تا روشنی چشم و دل سایه از آن روست

از آینه ای منت دیدار نبردیم

متن شعر کپی شد.