کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

بر آستان وفا

1

کجایی ای که دلم بی تو در تب و تاب است

چه بس خیال پریشان به چشم بی خواب است

2

به ساکنان سلامت خبر که خواهد برد

که باز کشتی ما در میان غرقاب است

3

ز چشم خویش گرفتم قیاس کار جهان

که نقش مردم حق بین همیشه بر آب است

4

به سینه سر محبت نهان کنید که باز

هزار تیر بلا در کمین احباب است

5

ببین در آینه داری ثبات سینهی ما

اگر چه با دل لرزان به سان سیماب است

6

بر آستان وفا سر نهاده ایم و هنوز

اگر امید گشایش بود ازین باب است

7

قدح ز هر که گرفتم به جز خمار نداشت

مرید ساقی خویشم که باده اش ناب است

8

مدار چشم امید از چراغدار سپهر

سیاه گوشه ی زندان چه جای مهتاب است

9

زمانه کیفر بیداد سخت خواهد داد

سزای رستم بد روز مرگ سهراب است

10

عقاب ها به هوا پر گشاده اند و دریغ

که این نمایش پرواز نقش در قاب است

11

در آرزوی تو آخر به باد خواهد رفت

چنین که جان پریشان سایه بی تاب است

متن شعر کپی شد.