کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

خورشید پرستان

1

خورشید پرستان رخ آه ماه ندیدند

دل یاوه نهادند که دلخواه ندیدند

2

هر کس دم ازو می زند و این همه دستان

زان روست که در پرده ی او راه ندیدند

3

شرح غم دل سوختگان کار سخن نیست

زین سوز نهان خلق به جز آه ندیدند

4

امروز عزیز همه عالم شدی اما

ای یوسف من حال تو در چاه ندیدند

5

از خون شفق خنده گشاید گل خورشید

آن شب شدگان بین که سحرگاه ندیدند

6

رندان نبریدند دل از دست درازی

تا زلف تو را این همه کوتاه ندیدند

7

آزادگی آموز که مردان شرف مرد

در جلوه ی حسن و هنر و جاده ندیدند

8

هر گوشه ز گنج ازلی یافت نصیبی

جای غم او جز دل آگاه ندیدند

9

چون سایه بپوشان دل خود کاینه داران

جز گرد در این کهنه گذرگاه ندیدند

متن شعر کپی شد.