کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

سرای سرود

1

دگر نگاه مگردان در آسمان کبود

کبوتران تو پر خسته آمدند فرود

2

به هر چه می نگرم با دریغ و بدرود است

شد آن زمان که جهان جمله مژده بود و درود

3

دریغ عهد شکر خواب و روزگار شباب

چنان گذشت که انگار هر چه بود نبود

4

چه نقش ها که به خون جگر زدیم و دریغ

کز آن پرند نگارین نه تار ماند و نه پود

5

سخن به سینه ی تنگم نمی زند چنگی

که گور گریه ی خاموش شد سرای سرود

6

چه رفت بر سر آن شهسوار دشت شفق

که خون همی چکد از سم این سمند کبود

7

بود که خرمن خاکسترش به باد رود

چو تنگ شد نفس آتش از تباهی دود

8

مباد سایه که جانت بماند از رفتار

که در روندگی دایم است هستی رود

9

تو را که گوش دل است و زبان جان خوش باش

که نازکان جهان راست با تو گفت و شنود

متن شعر کپی شد.