کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

سر و سنگ

1

سر به سنگی می زدم فریاد خوان

پاسخم آمد شکست استخوان

2

سنگ سنگین دل چه می داند که مرد

از چه سر بر سنگ می کوبد به درد

3

او همین سنگ است و از سرها سر است

سنگ روز سر شکستن گوهر است

4

تا چنین هنگامه ی سنگ است و سر

قیمت سنگ است از سر بیشتر

5

روزگارا از توام منت پذیر

گوهر ما را کم از سنگی مگیر

6

هر که با سنگی ز سویی تاخته ست

سایه هم لعل دلی انداخته ست

متن شعر کپی شد.