سایر · سایه
مرگ روز
1
می رفت آفتاب و به دنبال می کشید
2
دامن ز دست کشته خود روز نیمه جان
3
خونین فتاده روز از آن تیغ خون فشان
4
در خاک می تپید و پی یار می خزید
5
خندید آفتاب که: این اشک و آه چیست؟
6
خوش باش روز غمزده هنگام رفتن است
7
چون من بخند خرم و خوش این چه شیوناست؟
8
ما هر دو می رویم دگر جای شکوه نیست
9
نالید روز خسته که: ای پادشاه نور
10
شادی از آن توست نه از آن من: بلی
11
ما هر دو می رویم ازین رهگذر ولی
12
تو می روی به حجله ومن می روم به گور