سایر · سایه
گل های یاس
1
دوش آن رشته های یاس که بود
خفته بر سینه ی دل انگیزت
2
راست گفتی که آرزوی من است
که چنان گشته گردن آویزت
3
با چه لبخندهای ناز آلود
با چه شیرین نگاه شورانگیز
4
باز کردی ز گردن و دادی
به من آن یاس های عطر آمیز
5
بوسه دادم بسی به یاد تواش
دلم از دست رفت و مست شدم
6
آن چنانش به شوق بوییدم
که به بوی خوشش ز دست شدم
7
دوش تا وقت بامداد مرا
گل تو در کنار بالین بود
8
در بر من بخفت و عطر افشاند
بسترم تا به صبح مشکین بود
9
به شگفت آمدم که این همه بوی
ز گلی این چنین عجب باشد
10
حیرتم زد که راز این گل چیست
که چنینم از آن طرب باشد
11
آه ، دانستم ای شکوفه ی ناز !
راز این بوی مستی آمیزت
12
کاندر آن رشته بود پیچیده
تاری از گیسوی دلاویزت