کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

سراب

1

عمری به سر دویدم در جست و جوی یار :

جز دسترس به وصل وی ام آرزو نبود

2

دادم درین هوس دل دیوانه را به باد

این جست و جو نبود

3

هر سو شتافتم پی آن یار ناشناس

گاهی ز شوق خنده زدم گه گریستم

4

بی آن که خود بدانم ازین گونه بی قرار

مشتاق کیستم !

5

رویی شکفت چون گل رویا و دیده گفت :

" این است آن پری که ز من می نهفت رو

6

خوش یافتم ، که خوش تر از ین چهره ای نتافت

در خواب آرزو ... "

7

هر سو مرا کشید پی خویش در به در

این خوش پسند دیده ی زیباپرست من

8

شد رهنمای این دل مشتاق بی قرار

بگرفت دست من

9

وان آرزوی گم شده بی نام و بی نشان

در دورگاه دیده ی من جلوه می نمود

10

در وادی خیال مرا مست می دواند

وز خویش می ربود

11

از دور می فریفت دل تشنه ی مرا

چون بحر موج می زد و لرزان چو آب بود

12

وانگه که پیش رفتم ، با شور و التهاب

دیدم سراب بود !

13

بیچاره من ، که از پس این جست و جو ، هنوز

می نالد از من این دل شیدا که " یار کو ؟

14

کو آن که جاودانه مرا می دهد فریب ؟

بنما ، کجاست او ! ... "

متن شعر کپی شد.