سایر · سایه
ژاله
1
شب همه شب به بزم باغ ، گلی
به صبا بوسه داد و کام گرفت
2
هوسی راند و باده ای پیمود
حاصل از عمر بی دوام گرفت
3
دامن از دست داد و مست افتاد
تا شرابی ز جام وصل چشید
4
بلبل بی نوا ز حسرت و سوز
تا سحر ناله کرد و آه کشید
5
روی دامان چاک گل ، ژاله
یادگاری ز قصه ی دوش است
6
گل سرافگنده ، صبح می خندد
بلبل دل شکسته خاموش است