سایر · سایه
شبگیر
1
دیگر این پنجره بگشای که من
2
به ستوه آمدم از این شب تنگ
3
دیرگاهی ست که در خانه ی همسایه ی من خوانده خروس
4
وین شب تلخ عبوس
5
می فشارد به دلم پای درنگ
6
دیرگاهی ست که من در دل این شام سیاه
7
پشت این پنجره بیدار و خموش
8
مانده ام چشم به راه
9
همه چشم و همه گوش
10
مست آن بانگ دلاویز که می آید نرم
11
محو آن اختر شب تاب که می سوزد گرم
12
مات این پرده ی شبگیر که می بازد رنگ
13
آری ، این پنجرخ بگشای که صبح
14
می درخشد پس این پرده ی تار
15
می رسد از دل خونین سحر بانگ خروس
16
وز رخ آینه ام می سترد زنگ فسوس
17
بوسه ی مهر که در چشم من افشانده شرار
18
خنده ی روز که با اشک من آمیخته رنگ ...