سایر · سایه
غروب
1
درختی پیر
2
شکسته ، خشک ، تنها ، گم
3
نشسته در سکوت وهمناک دشت
4
نگاهش دور
5
فسرده در غروب مرده ی دلگیر
6
و هنگامی که بر می گشت
7
کلاغی خسته سوی آشیان خویش
8
غم آور بر سر آن شاخه های خشک
9
فروغ واپسین خنده ی خورشید
10
شد خاموش
سایر · سایه
درختی پیر
شکسته ، خشک ، تنها ، گم
نشسته در سکوت وهمناک دشت
نگاهش دور
فسرده در غروب مرده ی دلگیر
و هنگامی که بر می گشت
کلاغی خسته سوی آشیان خویش
غم آور بر سر آن شاخه های خشک
فروغ واپسین خنده ی خورشید
شد خاموش