سایر · سایه
مرگ دیگر
1
مرگ در هر حالتی تلخ است
2
اما من
3
دوست تر دارم که چون از ره درآید مرگ
4
در شبی آرام چون شمعی شوم خاموش
5
لیک مرگ دیگری هم هست
6
دردناک اما شکرف و سرکش و مغرور
7
مرگ مردان ، مرگ در میدان
8
با تپیدن های طبل و شیون شیپور
9
با صفیر تیر و برق تشنه ی شمشیر
10
غرقه در خون پیکری افتاده در زیر سم اسبان
11
وه چه شیرین است
12
رنج بردن
13
پا فشردن
14
در ره یک آرزو مردانه مردن !
15
وندر امید بزرگ خویش
16
با سرود زندگی بر لب
17
جان سپردن
18
آه ، اگر باید
19
زندگانی را به خون خویش رنگ آرزو بخشید
20
و به خون خویش نقش صورت دلخواه زد بر پرده ی امید
21
من به جان و دل پذیرا می شوم این مرگ خونین را