سایر · سایه
قصه
1
هرگز این قصه ندانست کسی
2
آن شب آمد به سرای من و خاموش نشست
3
سر فرو داشت نمی گفت سخن
4
نگهش از نگهم داشت گریز
5
مدتی بود که دیگر با من
6
بر سر مهر نبود
7
آه ، این درد مرا می فرسود :
8
" او به دل عشق دگر می ورزد "
9
گریه سر دادم در دامن او
10
های هایی که هنوز
11
تنم از خاطره اش می لرزد !
12
بر سرم دست کشید
13
در کنارم بنشست
14
بوسه بخشید به من
15
لیک می دانستم
16
که دلش با دل من سرد شده است !