سایر · سایه
سقوط
1
گردنی می افراشت
2
سرش از چرخ فراتر می رفت
3
آسمان با همه اخترهاش
4
بوسه می زد بر سرانگشتش
5
سکه ی خورشید
6
بود در مشتش ...
7
یک سر و گردن
8
گاه
9
نه کم از فاصله ی کیهانی ست
10
وز سرافرازی تا خواری
11
جز یک سر مو فاصله نیست
12
او سری خم کرد
13
و آسمان ، با همه اخترهاش
14
دور شد از سر او