سایر · سایه
شادباش
1
بانگ خروس از سرای دوست برآمد
2
خیز و صفا کن که مژده ی سحر آمد
3
چشم تو روشن
4
باغ تو آباد
5
دست مریزاد
6
همت حافظ به همره تو که آخر
7
دست به کاری زدی و غصه سر آمد
8
بخت تو برخاست
9
صبح تو خندید
10
از نفست تازه گشت آتش امید
11
وه که به زندان ظلمت شب یلدا
12
نور ز خورشید خواستی و برآمد
13
گل به کنارست
14
باده به کارست
15
گلشن و کاشانه پر ز شور بهارست
16
بلبل عاشق بخوان به کام دل خویش
17
باغ تو شد سبز و سرخ گل به بر آمد
18
جام تو پرنوش
19
کام تو شیرین
20
روز تو خوش باد
21
کز پس آن روزگار تلخ تر از زهر
22
بار دگر روزگار چون شکر آمد
23
رزم تو پیروز
24
بزم تو پر نور
25
جام به جام تو می زنم زره ژ دور
26
شادی آن صبح آرزو که ببینم
27
بوم ازین بام رفت و خوش خبر آمد