کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بیرون شد از گمار

1

ره در جنگل اوهام گم است

2

سینه بگشای چو دشت

3

اگرت پرتو خورشید حقیقت یابد

4

وقتی از جنگل گم

5

پا نهادی بیرون

6

و رها گشتی

7

از آن گره کور گمار

8

ناگهان آبشاری از نور

9

بر سرت می ریزد

10

و آسمان

11

با همه پهناوری بی مرزش

12

در تو می آمیزد

13

ای فراز آمده از جنگل کور !

14

هستی روشن دشت

15

آشکارا بادت !

16

بر لب چشمه ی خورشید زلال

17

جرعه ی نور گوارا بادت !

متن شعر کپی شد.