کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۱۳ - ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی...

1

ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی

در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی

2

زان ماه پرافزایش آن فارغ از آرایش

این فرش زمینی را چون عرش بیارایی

3

بس عاقل پابسته کز خویش شود رسته

بس جان که ز سر گیرد قانون شکرخایی

4

زین منزل شش گوشه بی مرکب و بی توشه

بس قافله ره یابد در عالم بی جایی

5

روشن کن جان من تا گوید جان با تن

کامروز مرا بنگر ای خواجه فردایی

6

تو آبی و من جویم جز وصل تو کی جویم

رونق نبود جو را چون آب بنگشایی

7

ای شاد تو از پیشی یعنی ز همه بیشی

والله که چو با خویشی از خویش نیاسایی

8

در جستن دل بودم بر راه خودش دیدم

افتاده در این سودا چون مردم صفرایی

9

شمس الحق تبریزی پالود مرا هجرت

جز عشق نبینی گر صد بار بپالایی

متن شعر کپی شد.