کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۳۸ - ای آنک به دل ها ز حسد خار خلیدی...

1

ای آنک به دل ها ز حسد خار خلیدی

این ها همه کردی و در آن گور خزیدی

2

تلخی دهد امروز تو را در دل و در کام

آن زهرگیاهی که در این دشت چریدی

3

آن آهن تو نرم شد امروز ببینی

که قفل دری یا جهت قفل کلیدی

4

طوق ملکی این دم اگر گوهر پاکی

رد فلکی این دم اگر جان پلیدی

5

با جمله روان ها به تک روح روانی

سلطان جهادی اگر از نفس جهیدی

6

با خالق آرام تو آرام گرفتی

وز دیو رمیده تو به هنگام رهیدی

7

امروز تو را بازخرد از غمش آن نور

کو را چو دل و جان به دل و جان بخریدی

8

آن سیمبر اندر بر سیمین تو آید

کو را چو نثار زر از این خاک بچیدی

9

ای عشق ببخشای بر این خاک که دانی

کز خاک همان رست که در خاک دمیدی

10

خامش کن و منمای به هر کس سر دل ز آنک

در دیده هر ذره چو خورشید پدیدی

متن شعر کپی شد.