کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۴۰ - مگریز ز آتش که چنین خام بمانی...

1

مگریز ز آتش که چنین خام بمانی

گر بجهی از این حلقه در آن دام بمانی

2

مگریز ز یاران تو چو باران و مکش سر

گر سر کشی سرگشته ایام بمانی

3

با دوست وفا کن که وفا وام الست است

ترسم که بمیری و در این وام بمانی

4

بگرفت تو را تاسه و حال تو چنان است

کز عجز تو در تاسه حمام بمانی

5

می ترسی از این سر که تو داری و از این خو

کان سر تو به رنجوری سرسام بمانی

6

با ما تو یکی کن سر زیرا سر وقت است

تا همچو سران شاد سرانجام بمانی

متن شعر کپی شد.