کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۴۷ - دلا چون واقف اسرار گشتی...

1

دلا چون واقف اسرار گشتی

ز جمله کارها بی کار گشتی

2

همان سودایی و دیوانه می باش

چرا عاقل شدی هشیار گشتی

3

تفکر از برای برد باشد

تو سرتاسر همه ایثار گشتی

4

همان ترتیب مجنون را نگه دار

که از ترتیب ها بیزار گشتی

5

چو تو مستور و عاقل خواستی شد

چرا سرمست در بازار گشتی

6

نشستن گوشه ای سودت ندارد

چو با رندان این ره یار گشتی

7

به صحرا رو بدان صحرا که بودی

در این ویرانه ها بسیار گشتی

8

خراباتی است در همسایه تو

که از بوهای می خمار گشتی

9

بگیر این بو و می رو تا خرابات

که همچون بو سبک رفتار گشتی

10

به کوه قاف رو مانند سیمرغ

چه یار جغد و بوتیمار گشتی

11

برو در بیشه معنی چو شیران

چه یار روبه و کفتار گشتی

12

مرو بر بوی پیراهان یوسف

که چون یعقوب ماتم دار گشتی

متن شعر کپی شد.