کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۵۰ - تو آن ماهی که در گردون نگنجی...

1

تو آن ماهی که در گردون نگنجی

تو آن آبی که در جیحون نگنجی

2

تو آن دری که از دریا فزونی

تو آن کوهی که در هامون نگنجی

3

چه خوانم من فسون ای شاه پریان

که تو در شیشه و افسون نگنجی

4

تو لیلیی ولیک از رشک مولی

به کنج خاطر مجنون نگنجی

5

تو خورشیدی قبایت نور سینه است

تو اندر اطلس و اکسون نگنجی

6

تویی شاگرد جان افزا طبیبی

در استدلال افلاطون نگنجی

7

تو معجونی که نبود در ذخیره

ذخیره چیست در قانون نگنجی

8

بگوید خصم تا خود چون بود این

تو از بی چونی و در چون نگنجی

9

چنین بودی در اشکمگاه دنیا

بگنجیدی ولی اکنون نگنجی

10

مخوان در گوش ها این را خمش کن

تو اندر گوش هر مفتون نگنجی

متن شعر کپی شد.