غزل · مولوی
غزل شماره ۲۷۰۱ - مرا هر لحظه قربان است جانی...
1
مرا هر لحظه قربان است جانی
تو را هر لحظه در بنده گمانی
2
دو چشم تو بیان حال من بس
که روشنتر از این نبود بیانی
3
جهان چون نی هزاران ناله دارد
که یک نی دید از شکرستانی
4
از آن شکرستان دیدم نشان ها
ندیدم از تو شیرینتر نشانی
5
مثال عشق پیدایی و پنهان
ندیدم همچو تو پیدا نهانی
6
جهان جویای توست و جای آن هست
مثل بشنو که جان به از جهانی
7
نه ای بر آسمان ای ماه لیکن
شود هر جا که تابی آسمانی