کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

برف و خورشید

1

سر کرده در برف غبارآلود پیری

2

آموخته از کبک ، رسم سر به زیری

3

با او چه خواهم گفت آن روز ؟

4

با او که خورشیدی جوان است

5

با او که سر بر

6

می کشد چون پیچک تر

7

از خاک خشک هستی من

8

خاکی که زیر برگ پاییزی نهان است

9

با او چه خواهم گفت آن روز ؟

10

آیا توانم تکیه بر بازوی او کرد ؟

11

آیا غم چشمش نخواهد خرمنم سوخت ؟

12

آیا نخواهد گفت با من

13

بازوی تو هرگز به بازی من ای پیر

14

تا طفل بودم ، تکیه کردن را نیاموخت ؟

15

با او چه خواهم گفت آن روز ؟

16

چشمم چو نتوانست خواندن نمه ی دوست

17

آیا توانم خواست از او خواندنش را ؟

18

آیا نخواهد گفت : این کار از که خواهی ؟

19

از آن که یک شب هم ندیدی

20

رنج قلم بر لوح کاغذ راندنش را ؟

21

آیا چو بگشاید کتاب کهنه ی من

22

بر نام من ، خطی نخواهد زد به نفرین ؟

23

در شعر من چون آرزوی مرگ بیند

24

در دل نخواهد گفت : آمین ؟

25

آیا نگاه من تواند خواست از او

26

حرمت نهان موی برفین پدر را ؟

27

آیا نگاهش را تواند داد پاسخ

28

چشمی که نتوانست دیدن دورتر را ؟

29

با من چهخواهد گفت آن روز؟

30

چندان به چشمم خیره خواهد شد که تا شرم

31

با پنجه های

32

گریه بفشارد گلویم

33

بر گونه ام ، اشک روان خواهد شد آنگاه

34

از تابش خورشید رویش ، برف مویم

35

او ، گرچه در آیینه ی پیشانی من

36

نقشی تواند دید از بیزاری خویش

37

من ، بی خجالت گریه خواهم کرد آن روز ؟

38

گرییدنی مستانه در هوشیاری خویش

39

متن شعر کپی شد.