سایر · نادر نادرپور
دریچه ای رو به شب
1
دریچه باز بود
2
و در صفای شامگاه باغ
3
سلام کاج بود و خنده ی ستاره ها
4
پرسش نسیم از درخت : زنده ای؟
5
و پاسخ درخت : زنده ام
6
و موج رقص
7
در تن درخت
8
و دست عاشق نسیم و گردن درخت
9
و مرد ، در پس دریچه ایستاده بود
10
میان پرسشی ز خویش و پاسخی به خویش
11
در تو آنکه بود ، هست ؟
12
در من ، آنکه بود نیست
13
چراغ ، مرده بود در سرای مرد
14
و سایه ای نبود در قفای مرد
15
و دست هیچ کس به روی شانه های مرد
16
سکوت بود و
17
آن صدا که گفته بود : در من آنکه بود ، نیست
18
در سقوط آبشار بی صدای پرده ها
19
دلی به مرگ خویش می گریست ، می گریست
20