کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

از درون شب

1

تو ، ای چشم سیه ! با شعله ی خویش

شبانگاهان ، دلم را روشنی بخش

2

بسوزانم درین تاریکی مرگ

ز چنگال گناهم ایمنی بخش

3

4

خدا را ، آسمانا ! در فروبند

ز شیون های خاموشم مپرهیز

5

به چاه اخترانم سرنگون ساز

ز دار کهکشان هایم بیاویز

6

7

خدا را ، آسمانا ! پرده بفکن

مرا از چشم اخترها نهان کن

8

تنم در کوره ی خورشید بگداز

مرا پاکیزه دل ، پاکیزه جان کن

9

10

خدا را ، ماهتابا ! چهره بفروز

مرا درچشمه ی خود شستشو ده

11

به اشک نامرادی آشنا ساز

ز اشک پارسایی آبرو ده

12

13

بکوب ای دست مرگ ، ای پنجه ی مرگ

به تندی بردرم ، تا درگشایم

14

تو مرغان قفس را پر گشودی

من این مرغ قفس را پر گشایم

15

16

به تندی حلقه بر در زن ، مگو کیست

که در زندان هستی چون منی هست

17

به گوشم در دل شبهای خاموش

صدای خنده ی اهریمنی هست

18

19

شبم تاریک شد تاریکتر شد

نمی تابد ز روزن آفتابی

20

نمی تابد درین بیغوله ی مرگ

شبانگاهان ، فروغ ماهتابی

21

22

خدایانند و اخترها و شب ها

گواه گریه های شامگاهم

23

نمی دانند این بیگانه مردم

که در خود ، اشک ها دارد نگاهم

24

25

مرا ، ای سوز تب ! در بستر خویش

بسوزان ، شعله ور کن روشنی بخش

26

مرا زین لرزش گرم تب آلود

خدا را ، لذتی اهریمنی بخش

27

28

مرا ، ای دست خون آشام تقدیر

گریبان گیر و در ظلمت رها کن

29

مرا بر یال استرها فروبند

مرا از بال اخترها جدا کن

30

31

مرا در زیر دندانهای مریخ

به نرمی خرد کن ، کم کم فرو ریز

32

مرا در آسیای کهنه ی چرخ

غباری ساز و در کام سبو ریز

33

34

بکوب ای دست مرگ امشب درم را

که از من کس نمی گیرد سراغی

35

شب تاریک من بی روشنی ماند

تو ، ای چشم سیه ! بر کن چراغی

متن شعر کپی شد.