کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

ملال تلخ

1

گر از دیار خدایان آسمان بودم

ز تنگنای شبم لحظه ای رهایی بود

2

ملال تلخ سفر می نشاندم از می عشق

اگر نگاه ترا با من آشنایی بود

3

4

چه شام ها که سر آمد چه روزها که گذشت

بدین امید که از عشق بهره ای گیرم

5

درین خیال خطا لحظه ها به غفلت رفت

که بوسه ای ز لبی یا ز چهره ای گیرم

6

7

چه شام ها که دل افسرده از تباهی عمر

به یاد عشق تو بگریختم ز صحبت خویش

8

به یاد آن همه شبها که رفت و بازنگشت

چراغ عشق برافروختم به خلوت خویش

9

10

چه شام ها که هماهنگ با نشستن روز

نگاه دور ترا نیز آرزو کردم

11

در آن غروب گوارا که رنگ مستی داشت

ز خویش رفتم و با خویش گفتگو کردم

12

13

در آن دو اشک که بر دامنم چکید وگذشت

نگاه کردم و دیدم غم گذشته ی خویش

14

به یک نظاره در آن قطره ها روان دیدم

امید رفته و اندوه بازگشته ی خویش

15

16

به یاد آن همه شب ها و روزها که گریخت

مرا به دفتر دل ، نقش یادگاری ماند

17

امید گمشده چون کاروان رسید و گذشت

ز کاروان گریزان او ، غباری ماند

18

19

چو روز شب که دو اسبان کاروان بودند

تو نیز ، قافله سالار کاروان بودی

20

چراغ عمر تو ، هر جا که هست ، روشن باد

اگرچه عمر مرا ، شمع نیمه جان بودی

21

22

ستارگان همه دانند و آسمان ها نیز

که هر چه بود ، مرا آرزوی فردا بود

23

دریغ و درد ، کزین پیشتر ندانستم

کز آن سیاه شبم ، سرنوشت ، پیدا بود

متن شعر کپی شد.