کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

آخرین فریب

1

گر آخرین فریب تو ، ای زندگی ، نبود

اینک هزار بار ، رها کرده بودمت

2

زان پیشتر که باز مرا سوی خود کشی

در پیش پای مرگ فدا کرده بودمت

3

4

هر بار کز تو خواسته ام بر کنم امید

آغوش گرم خویش برویم گشاده ای

5

دانسته ام که هر چه کنی جز فریب نیست

اما درین فریب ، فسون ها نهاده ای

6

7

در پشت پرده ، هیچ مداری جز این فریب

لیکن هزار جامه بر اندام او کنی

8

چون از ملال روز و شبت خاطرم گرفت

او را طلب کنی و مرا رام او کنی

9

10

روزی نقاب عشق به رخسار او نهی

تا نوری از امید بتابد به خاطرم

11

روزی غرور شعر و هنر نام او کنی

تا سر بر آفتاب بسایم که شاعرم

12

13

در دام این فریب ، بسی دیر مانده ام

دیگر به عذر تازه نبخشم گناه خویش

14

ای زندگی ، دریغ که چون از تو بگسلم

در آخرین فریب تو جویم پناه خویش

متن شعر کپی شد.