سایر · نادر نادرپور
سفرکرده
1
دیگر در انتظار که باشم ؟
زیرا مرا هوای کسی نیست
2
روزی گرم هزار هوس بود
امروز ، دیگرم هوسی نیست
3
4
زندان من که زندگیم بود
دیوارهای سخت و سیه داشت
5
جان مرا به خیره تبه کرد
عمر مرا به هرزه تبه داشت
6
7
در من سرود گمشده ای بود
کان را کسی نخواند و نپرداخت
8
هرگز مرا چنان که منستم
یک آفریده زین همه نشناخت
9
10
بس درد داشتم که بگویم
اما دلم نگفت و نهان کرد
11
بیهوده بود هر چه سرودم
با این سروده ها چه توان کرد ؟
12
13
دردا که کس نگفت و نپرسید
کاخر چه بود و چیست گناهم
14
گر سرنوشت من همه این بود
نفرین به سرنوشت سیاهم
15
16
ای مرگ ، ای سپیده دم دور
براین شب ، سیاه فروتاب
17
تنها در انتظار تو هستم
بشتاب ، ای نیامده ، بشتاب