سایر · نادر نادرپور
ملال
1
جهانا ! فسون تو ام بی اثر شد
نگیرد مرا جذبه ی مهر و ماهت
2
نه آن زعفرانی فروغ غروبت
نه آن لعلگون پرتو صبحگاهت
3
4
جهانا ! ملال از تو دارم
ملالی که آغاز و پایان ندارد
5
ملالی که سامان نگیرد
ملالی که درمان ندارد
6
7
تو زین پیش ، زیباتر از حال بودی
دریغا که امروز ، دیگر نه آنی
8
مرا پیر کردی و خود پیر گشتی
جهانا ! تو قدر جوانی چه دانی ؟
9
10
مرا روزها مرد و امید ها مرد
ترا آسمان ها نوید سفر داد
11
همه گشتی و گشتی و باز گشتی
سپس آسمانت فریبی دگر داد
12
13
من اینک نه آنم که بودم
تو اینک نه آنی که بودی
14
تو با رنج خود ، کاستی از نشاطم
بر اندوه بی انتهایم ، بر عذابم فزودی
15
16
جهانا ! ملال از تو دارم
ملالی که پایان ندارد
17
ملالی که سامان نگیرد
ملالی که درمان ندارد