سایر · نادر نادرپور
باغ
1
کافی نبود و نیست هزاران هزار سال
2
تا بازگو کند
3
آن لحظه ی گریخته ی جاودانه را
4
آن لحظه را که تنگ در آغوشم آمدی
5
آن لحظه را که تنگ در آغوشت آمدم
6
در باغ شهر ما
7
در نور بامداد زمستان شهر ما
8
شهری که زادگاه من و زادگاه توست
9
شهری به روی خاک
10
خاکی که در میان کوکب ستاره ایست
11