سایر · نادر نادرپور
رویا
1
در جام های کوچک هر برگ ، ابر صبح
2
اشکی فشانده است
3
لغزان تر از نسیم
4
شیرین تر از شراب
5
در جام های کوچک چشمان او ، هنوز
6
اشکی پدید نیست
7
جز اشک آفتاب
8
در پشت شیشه ها ، نفسی گرم
9
پیچانه دود صبح خزان را
10
انگشت نرم باران بر پرده ی بخار
11
افکنده طرح گنگی ، از یادهای دور
12
چون نور آفتاب که تابیده در بلور
13
خورشید تشنه لب
14
نوشیده جام گوچک هر برگ سبز را
15
من ، تشنه ام هنوز
16
از جام چشم او
17
یک جرعه آب نیز ننوشیده ام هنوز
18
باران صبح ، ک.زه ی بی آب خاک را
19
پر کرده از شراب
20
در جام های کوچک چشمان او ، هنوز
21
چون آب می درخشد رویای آفتاب
22