سایر · نادر نادرپور
طلوعی در غروب
1
باران شامگاه ، چو دیواری از بلور
2
گلخانه ی شفق را در برگرفته بود
3
خورشید ، همچو نرگس بیمار آسمان
4
در پشت آن حصار بلورین شکفته بود
5
خاکستر غروب خزان ، می نهفت گرم
6
در دل ، جرقه های هزاران ستاره را
7
س بر سینه ی برهنه ی خود می فشرد ماه
8
پنهان ز چشم روز ، شب شیرخواره را
9
باران اشک من
10
گلخانه ی خیال خزان ، دیده ی مرا
11
در بر گرفته بود چو دیواری از بلور
12
خورشید چشم های تو در اشک من شکفت
13
چون نرگس طلایی گلخانه های دور
14