سایر · نادر نادرپور
حادثه
1
مرغی هنوز در قفس صبح می پرد
2
مرغ ستاره ای
3
شب در درون پوسته اش می خزد چو مار
4
من چون مسافری که فرومانده در غبار
5
نور سپیده در قدح سبز آسمان
6
شیر بریده ایست پر از لخته های خون
7
مرغی ز لای پنجره ی خوابگاه من
8
سر می کند برون
9
مار سیاه ، پوسته اش را دریده است
10
مرغ سپید ، از قفس خود پریده است
11
در من غبار حادثه ای موج می زند
12
مرغی نشسته غمگین ، در موج این غبار
13
ماری خزیده سنگین ، در راه انتظار
14