سایر · نادر نادرپور
دو ایینه
1
من ، از تو بهاران
2
من، از تو با درختان
3
من ، از تو با نسیم سخن گفتم
4
من ، از تو دور بودم
5
من ، بی تو کور بودم
6
من ، چون تو ، راز شیفتگی را
7
در تنگنای سینه نهفتم
8
رازی که خواندنش نتوانستی
9
رازی که گفتنش نتوانستم
10
وز بیم آنکه در کف نامحرم اوفتد
11
بس شب که تا سپیده نخفتم
12
امروز ، چون دو آینه ی روبروی هم
13
برق نگاه خود را در هم فکنده ایم
14
تا بوته ی گناه نروید ز باغ دل
15
بنیاد هر هوس را از سینه کنده ایم
16